يادمان بيايد ...

*هوالانیس*

دنبال يك ورقه مهم ميگشتم ميان كتاب هايم با عجله  تند و تند ورق ميزدم

اَه پبدا نمي شد دوباره تند وتند ورق زدم

خشكم زد چشمم به يك كلمه افتاد با ظرافت خاصي نوشته شده بود :

يا اباصالح

خيره شدم ...به خودم امدم ..اين روزها بس كه سرم شلوغ بود يادم رفته بود آقايي هم دارم يادم رفته بود همه كارهايم براي اينست كه او حتي شده يك ساعت زودتر بيايد ...يادم رفته بود منتظرم .

كتاب را بستم وضو گرفتم نشستم چشمهايم را بستم و خواندم :

اللهم كل لوليك الحجه بن الحسن صلواتك عليه و

علي ابائه في هذه ساعه و في كل ساعه ولياً و

حافظاًو قايداً و ناصراً ودليلاً و عيناً

حتي تسكنه ارضك طوعا و تمته فيها طويلا.

چه كاري مهمتر از اين كه يادم بيايد به بهانه اوست  تك تك نفسهايم ........

nd1xfp%5b1%5d.jpg

فقط یه دونه پ. ن:30.gif

یه لایه از اشک روی قرنیه چشمات رو پوشونده چشمات رو ببیند سعی کن رو اون لایه حک کنی :

روز ظهور تو چه سرافکنده میشوند **آنان که در دعای فرج کم گذاشتند

 

/ 10 نظر / 17 بازدید
بابك

هرکسی برای خود لحظه ای موعود دارد. اميدوارم همه به اون لحظه برسيم

یک بسیجی

سلام ممنون سرزدی اگرتمايل به تبادل لينک داشتی لينک کردی خبرم کن التماس دعا

کفش

سلام آخيييييييييييييييييی دلم کباب شد ! نقطه

مجتبی

سلام وبلاگ پر محتوی وقابل استفاده داری ... به روزم تشريف بياريد ممنون

ساحل افتاده

سلام عزيزم خيلی باصفا بود اين پستت. ممنون که يادآوری می کنی به ماها که ......

محمد

سلام رسيدن ايام محرم تسليت باد. وبلاگمون به روز شده خیلی خوسحال می شم سر بزنید با تشکر محمد

سید علی انجو

مرز ريا و تبليغ دين در کجاست ؟ به واگويه سر بزن ضرری نداره

مجتبی

به روزم تشريف بياريد ممنون